برگشتم.![]()
از لطف و محبت همه ی دوستانی که در این مدت خبر گرفتند ،متشکرم.![]()
![]()
هواپیمایی که باهاش برگشتیم،نه به دلیل فرسودگی ونه به هیچ دلیل غیر منطقی دیگر،فقط و فقط به علت بدی هوا،
روی ویبره بود.در جاهایی هم آسمان،سرعت گیر داشت و در جاهایی هم سکوی پرتاب و خلبان هم فکر کنم جز گروه نمایش هوایی بود و انواع حرکات آکروباتیک را انجام میداد.یعنی ترکیبی از یک آکروجت و یک دیاپازون.در یک کلام بدترین پروازی که میشه تصور کرد.![]()
و ازاون بدتر نحوه ی نشستن بود که عین یک یویو،چندین بار با زمین برخورد کرده و بلند شدیم تا بالاخره پامون به زمین رسید.![]()
به محض اینکه اثرات این حرکات موزون از بین برود
و خدایی نکرده برق هم داشته باشیم
واین بلاد زلزله زده را سر و سامان داده و به زندگی عادی برگردم
،از همه ی دوستان خبر می گیرم.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 21:44  توسط کتایون
|
